سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مطالب متنوع و جالب

نظر

_صورتحساب‌های این ماه را پرداخت کرده‌اید

حتی شاید توانسته باشید مقداری هم پس انداز کنید. فرقی نمی‌کند مبلغ صورتحساب‌ها چقدر بوده یا چه اندازه تاخیر داشته‌اید مهم این است که بالاخره این کار را انجام داده‌اید.

_خودتان را گاهی زیر سوال می‌برید

گاهی به زندگی‌تان و خودتان شک می‌کنید، روزهایی احساس خوبی ندارید و از خودتان راضی نیستید و ...، همه‌ی اینها یعنی اینکه همچنان تمایل دارید رشد کنید و کامل شوید. یعنی می‌توانید خویش آگاهی‌تان را پویا نگه دارید و هدفمند باشید

_شغلی دارید

فرقی نمی‌کند روزی چند ساعت کار می‌کنید و چقدر حقوق می‌گیرید، به هر حال شما پولی در می‌آورید که در هزینه‌ها کمک‌تان می‌کند

_برای پرداختن به کاری که دوست دارید وقت دارید

_نگران وعده‌ی بعدی غذای‌تان نیستید

چیزهایی برای خوردن در یخچال یا کابینت آشپزخانه‌تان دارید و می‌توانید انتخاب کنید چه بخورید.

_از غذایی که می‌خورید لذت می‌برید

صرفا برای بقا غذا نمی‌خورید؛ خوردن برای‌تان لذتبخش است.

_یکی دو دوست واقعا صمیمی دارید

 دوستانی که با شما گرم و صمیمی‌اند، شما را قبول دارند و در روزهای خوشی و ناخوشی کنارتان هستند، سرمایه‌های واقعی‌اند و اگر شما حتی فقط یکی دو تا از این دوستان داشته باشید سرمایه دارید.

_همان آدمی نیستید که پارسال بودید

_همیشه فرصتی برای سرگرمی و شاد بودن پیدا می‌کنید، هر چند جزئی

شاید سالها باشد که به کنسرت نرفته‌اید اما گاهی برای خودتان کتاب می‌خرید، به یک سفر یک روزه به شهر مجاور می‌روید و مجبور نیستید تمام ساعت‌های روز را کار کنید تا زنده بمانید!

_زیاد درگیر تیپ و ظاهرتان نیستید

مثل خیلی‌ها مدام استرس ِ «چی بپوشم» ندارید! همین که سر و وضع‌تان مرتب و معقول باشد برای‌تان کافیست 

حس ششم‌تان خوب کار می‌کند

همیشه هوشیار و آگاه بودن صفت بسیار مهم و به درد بخوری است که باید بابت داشتن آن به خود ببالید. 

_بابت گذشته خودتان را سرزنش نمی‌کنید و تاسف نمی‌خورید

_فضایی متعلق به خودتان دارید

لزوما این فضا نباید یک خانه یا آپارتمان مستقل باشد (اگر باشد که عالیست!). شما به یک اتاق، یک گوشه، یک میز یا هر فضای کوچکی که بتوانید در آن استراحت کنید و تمرکز داشته باشید نیاز دارید؛ جایی که بتوانید فرمانروای دنیای کوچک خودتان باشید.

_از روابط سمی بیرون زده‌اید

_علاقه‌مندی‌هایی دارید

_بلدید از خودتان چطور مراقبت کنید

می‌دانید به چند ساعت خواب نیاز دارید تا شاداب باشید، می‌دانید وقتی دل‌تان آزرده است و غمگینید به چه کسی مراجعه کنید، می‌دانید چه چیزی حال‌تان را خوب می‌کند و ...

_هدف دارید و برایش سخت تلاش می‌کنید

_ناکامی‌هایی را پشت سرگذاشته‌اید


نظر

در بانک نشسته‌ام و منتظرم تا دستگاه فراخوانِ نوبت؛ شماره‌ام را اعلام کند.

 در مقابل باجه شماره 3،  زن و مردی تقریباً سی‌ساله نشسته‌اند. 

هر بار که کارمند بانک چیزی می‌گوید چشم‌های مرد گرد می‌شود، به‌صورت زن نگاه می‌کند و به‌آرامی می‌پرسد: چی میگه؟ گوش‌های او سنگین نیست. او اعتماد بنفس ندارد و از زن می‌خواهد که صحبت‌های کارمند بانک را برایش توضیح دهد تا او بتواند بفهمد. زن اعتماد بنفس دارد و خوب حرف می‌زند و نقش دیلماج شوهرش را ایفاء می‌کند. 

 

 این روزها موقع عبور از مقابل فروشگاه‌های مختلف شهر، می‌بینم که زنان در حال حرف زدن با فروشندگان هستند و شوهرانشان درحالی‌که حدود نیم متر عقب‌تر از آن‌ها ایستاده‌اند فقط سرشان را تکان می‌دهند.

 

 زنان از فروشگاه‌ها کاتالوگ می‌گیرند و با دقت آن‌ها را می‌خوانند. ظاهراً این روزها این زنان هستند که می‌دانند کابینت آشپزخانه چگونه باشد بهتر است، خرید کدام خودرو با صرفه‌تر است، آداب رفتار در رستوران چگونه است و با گارسون چگونه باید حرف زد، با توجه به بودجه خانواده، سفر به کدام کشورها باصرفه‌تر است و منظور کارمندان آژانس‌های مسافرتی از برخی اصطلاحات فنی چیست

 برای بیماری‌های مختلف مصرف کدام داروها بهتر است، هم‌اکنون فیلم‌های خوب سینماها کدام اند و بچه‌ها برای رشد بهتر به چه کلاس‌های آموزشی نیاز دارند.

 

 اساساً گویی زنان قواعد زندگی در جامعه جدید را یاد گرفته‌اند و تلاش می‌کنند بیشتر هم یاد بگیرند و در مقابل، مردان در این خصوص روزبه‌روز اعتماد بنفس خود را از دست می‌دهند و به حاشیه می‌روند. 

 

چند روز قبل گزارشی ملی می‌خواندم که نشان می‌داد مطالعه کتاب در بین زنان، در مقایسه با مردان بیشتر است.

 

 آنان بیشتر کتاب می‌خرند. این روزها بیشتر دانشجویانم در کلاس‌ها؛ دختر هستند. 

خیلی از رشته‌های علوم انسانی این‌طور شده است. 

 

آمار رسمی هم از افزایش تعداد دختران دانشجو نسبت به پسران حکایت دارد. معمولاً دختران دانشجو بهتر صحبت می کنند.

 با زمانه، خوب پیش می‌روند.

 روابط عمومی خوبی دارند. 

به‌اندازه خودشان مطالعه می‌کنند و برخلاف پسران که عمدتاً با رخوت و بی‌انگیزه به دانشگاه می‌آیند، آنان با انگیز? پیشرفت در جامعه، هرروز صبح با اشتیاق به دانشگاه می‌آیند.

 

 به فعالان اجتماعی مختلف فکر می‌کنم و می‌بینم که تعداد زنان در بین این فعالان روزبه‌روز بیشتر می‌شود. به انجمن‌های خیریه فکر می‌کنم و می‌بینم که زنان نقش پررنگی در آن‌ها دارند. به اعتراضات مدنیِ سال‌های اخیر فکر می‌کنم. برای مثال صف اول بیشتر تجمعات محیط زیستی را زنان تشکیل داده‌اند. شاید آرایشگاه‌ها مملو از زنان باشد ولی هم‌زمان کلاس‌های آموزشی مختلف از زبان انگلیسی تا آموزش برنامه‌نویسی اندروید، تا مولاناشناسی مملو از زنانی است که انگیزه فراوانی برای پیشرفت دارند. 

 

مطالعه اخیر ما نشان می‌دهد که بیشتر زنان عضو کانال‌های تلگرامی هستند که فن یا مهارتی را برای زندگی بهتر آموزش می‌دهند. 

 

زمانی زنان در مهمانی‌ها فقط از مانیکور ناخن و مشِ کرم کاراملی حرف می‌زدند و مردان از سیاست، اقتصاد و زندگی روزمره.

 

 به‌تدریج شاهد هستیم که در مهمانی‌ها، زنان علاوه بر حرف زدن درباره هایلات شکلاتی مو و ماسک‌های میوه‌ای صورت، درباره آخرین کتاب‌هایی که خوانده‌اند، محیط‌زیست، حقوق شهروندی و جریان پست‌مدرن فرانسوی صحبت می کنند. ولی در مقابل مردان عموماً از بهترین زمان برای خرید خانه، مغازه‌های فروش لاستیک‌های دورسفید ماشین که خیلی ماشین را قشنگ می‌کند و درنهایت نشان دادن کلیپ‌ به همدیگر.

 

شکی نیست که اشتیاق زنان برای پیشرفت و ورود به عرصه‌های گوناگون اجتماعی علل مختلفی دارد. 

معمولاً گروه‌های اجتماعی که تجربه به حاشیه رانده شدن و نادیده گرفته شدن را دارند با گشایش فرصت‌های هرچند کوچک، تلاش می‌کنند تا به نحو احسن از آن فرصت‌ها استفاده کنند و خود را به اثبات برسانند.

 

 ولی به‌عنوان یک جامعه‌شناس، از آینده چنین تغییری در جامعه ایرانی نگران هستم. قطعاً درک می‌کنید که نگرانی‌ام از پیشرفت زنان نیست. 

 

پیشرفت زنان را امری نرمال و در راستای تحولات اجتماعی می‌دانم. نگرانی‌ام از عقب ماندن مردان است. پیش‌بینی‌ام آن است که اگر این روند به همین شکل پیش رود در یکی دو دهه آینده شاهد مردانی آویخته، در مقابل زنانی فرهیخته خواهیم بود.

 

 منظورم مردانی آویخته به جریان مدرنیسم اجتماعی با سنجاق است که هرلحظه امکان افتادن آن‌ها وجود دارد، این وضعیت پیامدهای خودش را خواهد داشت.

 حسادت، لجبازی، احساس سرخوردگی و پنهان شدن در پشت تعصبات به قصد اذیت کردن زنان توسط مردان و در کل عمیق‌تر شدن تفاوت نگاه و نگرش به زندگی بین زنان و مردان از جمله آن‌هاست. 

مردان عزیز دارید از زنها عقب میمانید


نظر

1 - شکرگزار باشید.

2 - تحرک داشته باشید.

3 - مراقب تغذیه خود باشید.

4 - همیشه در حال یادگیری باشید.

5 - با طبیعت در تماس باشید.

6 - خود و دیگران را ببخشید.

7 - با خودتان خلوت کنید.

8 - در حق دیگران کار نیک انجام دهید.

9 - قدرت خنده را جدی بگیرید.

10 - به حیوانات غذا بدهید.

11 - اگر بچه کوچکی در خانواده دارید، با او وقت بگذرانید.

12 - با گیاهان صحبت کنید.

13 - در حق دیگران دعای خیر کنید.

14 - به کارهای جانبی مثل نقاشی و آشپزی و عکاسی بپردازید.

15 - کارها را صرفا از روی مهربانی انجام دهید.

16 - مراقبه کنید.

17 - جنبه مثبت قضایا را نگاه کنید.

18 - گاهی به تنهایی سفر کنید.

19- از خودتان مراقبت کنید و آراسته باشید.

20- با افرادی دارای فرکانس ارتعاشی بالا بیشتر در ارتباط باشید


نظر

به خیلیها میگیم "دوست"

به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و احوالپرسی ساده حرف بزنیم.

خیلی از این "دوست"ها،دوست نیستن.

همکارن،همکلاسین،فامیل دورن،همسایه ن، یه آشنان فقط...

 

"دوست" اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.

اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.

 

اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی.اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر 

کنی.که اگه دلت گرفت بهش میگی "دلم گریه میخواد!" 

اونیه که دستت رو میگیره و میگه "میفهمم". 

که نمیخواد براش توضیح واضحات بدی.

 

اونیه که سر زده خراب میشی سرش.

دوست اونیه که همیشه برات گزینه ی اوله.

اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.تحقیرت نمیکنه.بهت نمیخنده.

بقیه یا همکارن،یا همکلاسین،یا فامیل دورن،یا همسایه،یا یه آشنان فقط...همهء اینا رو گفتم 

که بگم آدما عوض میشن اما معیار دوستی عوض نمیشه.

 

برای همین یکی که تا دیروز برات "دوست" بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی 

قدیمی...بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه "دوست"!.

 

با این اوصاف فکر میکنی چنتا دوست واقعی داری؟


نظر

1. روح (Ghost)

2. روز عشق (Valentine’s day)

3. تایتانیک (Titanic) 

4. کازابلانکا (Casablanca)  

5. دفترچه‌ خاطرات (The Notebook)

6. Dirty Dancing

7. بی‌خواب در سیاتل (Sleepless in Seattle)

8. اَملی (Amélie)   

9. زیبا_دیوانه (Crazy/Beautiful) 

10. بر باد رفته (Gone with the wind)

11. وال-ای (Wall-E)  

12. جونو (Juno)

13. ولنتاین غمگین (Blue Valentine)

14. دیو و دلبر (Beauty and the beast)

15. یک روز… (One Day)

16. پ.ن: دوستت دارم (P. S. I love you)  

17. غرور و تعصب (Pride and Prejudice)

18. مولن روژ (Moulin Rouge)  

19. با عشق، رزی (Love, Rosie)

20. خدمتکاری در منهتن (Maid in Manhattan)

21. صبحانه در تیفانی (Breakfast at Tiffany’s)

22. عروسی بهترین دوستم (My Best Friend’s Wedding)

23. آخرین رقص را نگه دار (Save the Last Dance) 

24. زن زیبا (Pretty Woman)

25. رومئو و ژولیت (Romeo + Juliet)

26. عاشقانه‌ واقعی (True Romance) 

27. تاریخ عروسی (The Wedding Date)

28. من پیش از تو (Me before you)

29. زیردریایی (Submarine)

30. ناتینگ هیل (Notting Hill) 

31. صورتی بهت میاد (Pretty In Pink)

32. الیزابت تاون (Elizabethtown)

33. امید جاری‌ست (Hope Floats)  

34. همسر مسافر زمان (The Time Traveler’s Wife)

35. بانو و ولگرد (Lady and the Tramp)

36. دیوانه وار (Like Crazy)

37. درباره‌ زمان (About Time)

38. زادگاه عزیزم آلاباما (Sweet Home Alabama)